دیشب به طرز فجیعی تا مرز زامبی شدن رفتم..
وای حالم خیلی بد بود..
الان خوبم..خدارو شکر مامان هست
برچسب:
نویسنده: طاها بختیاری
به یک روز تابستانی به شدت گرم نیازمندم.
به تابش خورشید روی پوستم.
برچسب:
نویسنده: طاها بختیاری
دژاو من بودم
همیشه همون جایی بودم که باید میبودم.
برچسب:
نویسنده: طاها بختیاری
لعنتی وقت ندارم بخوابم..
به شدت احتیاج دارم بخواب..
وقت لعنتی
برچسب:
نویسنده: طاها بختیاری
نه آرامشی هست که سعی بر حفظش داشته باشم
و نه زندگی که سعی بر ادامه دادنش داشته باشم :)))
برچسب:
نویسنده: طاها بختیاری